احمد على سپهر ( مورخ الدوله )
421
ايران در جنگ بزرگ 1914 - 1918 ( فارسي )
مطلعترين مرد سياسى كميته مجازات چنان كه از سمت وى در كميته نيز پيداست منشىزاده بوده است . در تحقيقاتى كه از وى به عمل آمده با صراحت فوق العادهء علت ايجاد و عمليات كميته را بيان ميدارد : « در هيچ كشورى هرگز اتحاديه و كميتهئى بوجود نميآيد مگر در اثر اعمال مخالف قانون و خشونتآميز دولتها . اگر دولت طبق يك برنامهء مشخص و معين مملكت را اداره ميكرد و منافع عمومى افراد ملت را محترم ميشمرد و خائنين را بمجازات ميرسانيد هرگز چنين كميتهء بوجود نميامد و دولت ميتوانست در نهايت آرامش مملكت را اداره نمايد . » منشىزاده اظهارات خود را چنين دنبال مىكند : « هنگاميكه كابينهء وثوق الدوله تشكيل يافت و من از وزارت ماليه رانده شدم و تمام اقدامات من در مورد ترميم اين اجحافات و احقاق حق خودم به جائى نرسيد و بلااثر ماند ، در ملاقاتهائى كه بين من و رفيق قديمم ابو الفتحزاده كه تازه از زندان روسها در قزوين آزاد شده بود روى داد اغلب اوقات از بىانتظامى و هرجومرج و بدى وضع كشور و بى ترتيبىهائى كه در بسيارى از وزارتخانهها و بر شئون ادارى حكمفرما بود شكايت كرده در پى يافتن راه چارهئى بوديم . در حقيقت خشونت غيرقابل تحمل دولت وثوق الدوله در ما احساسات عجيب انتقامجويانهء بوجود آورده بود . ابو الفتحزاده بدلايل بسيارى به من پيشنهاد كرد كميتهء تشكيل داده و جلو اقدامات خائنين كشور را سد نمائيم ، دست افراد ناپاك را كه با كمك عوامل خارجى در تمام شئون كشور دخالت ميكردند و مهمترين پستها را اشغال نموده بنفع اجانب مشغول كار بودند از امور حساس مملكت دور كنيم ، زيرا ما بطور وضوح ميديديم كه دولت در مقابل اين عناصر خائن كروكور است و آزادى عمل كافى به آنها داده است . در تعقيب اقدامات خلاف قانون اين افراد خيانتكار كه بلاانقطاع ادامه داشت و اضطراب شديدى كه در افكار عمومى مشهود بود ، فكر تشكيل كميته از حدود حرف تجاوز كرد و بمرحله عمل نزديك شد و ما جدا بفكر ايجاد يك چنين سازمانى افتاديم . تا اينكه يكروز ابو الفتحزاده به من گفت كه كريم معروف به دواتگر از جبههء جنگ بطهران مراجعت كرده و ضمن مذاكراتى كه بين آنها روى داده كريم هم حاضر شده از هر جهت مورد استفاده قرار گيرد . بر اثر اين مذاكرات من از ابو الفتحزاده دعوت كردم كه روز بعد باهم ناهار صرف كنيم و ضمنا مشكوة الممالك را كه با ما دوستى ديرينه داشت و با افكار و عقايد ما موافق بود با خود نزد من بياورد . روز بعد دو نفر مذكور باتفاق كريم دواتگر پيش من آمدند و ما علاوه بر آن روز دو شب ديگر هم دربارهء اوضاع رقتبار و يأسآميز مملكت صحبت كرديم . پس از مذاكرات زيادى كه بعضى اوقات جنبهء مشاجره به خود ميگرفت بالاخره تصميم گرفتيم كه بنام حفظ منافع و مصالح مملكت و ترقى و تعالى ايران كميتهء تشكيل داده نفوذ و قدرت خائنين و بيگانهپرستان را از اين كشور قطع نمائيم . پس از گفتگوهاى طولانى و تبادل نظرهاى عميق و وسيع كريم دواتگر پيشنهاد كرد كه هرگاه ماهيانه صد تومان به او بدهند سه نفر از دوستان مورد اطمينان و باايمان خود را انتخاب خواهد كرد تا نظريات و دستورات كميته را اجراء نمايند . در اين مورد بين من و ابو الفتحزاده و مشكوة الممالك مذاكرات محرمانهء صورت گرفت و در پايان تصميم گرفتيم هركدام ماهيانه 33 تومان بكريم بدهيم . چند روز پس از اخذ اين تصميم ، كريم دواتگر به من اظهار داشت سه نفرى كه قرار بود انتخاب كنم انتخاب نمودم و حالا بايد كميته پول و اسلحه در دسترس آنها بگذارد تا هرچه زودتر شروع به كار كنند . كريم پس از اظهار اين مطلب از نزد من رفت و منهم عصر روز بعد كميته را خبر كردم تا اجتماع نموده دربارهء مسائل فورى مذاكره كنيم . عصر روز بعد جلسه تشكيل يافت و ما صد تومان پول بكريم داده يك « ماوزر » و يك « برونينگ » هم كه مشكوة الممالك و من داشتيم به او تحويل داديم ، پول يك قبضه « ماوزر » ديگر را هم پرداختيم كه خريدارى نمايد . سه روز بعد كريم در حالى كه سلاحها را زير عباى خود مخفى كرده بود پيش من آمد ، در جلسهاى كه همان روز انعقاد يافت هر چهار نفر يعنى مشكوة الممالك ، ابو الفتحزاده ، من و كريم شركت كرديم و مذاكراتى بدين شرح باهم نموديم : از كجا بايد شروع به كار كنيم ؟ . . . چه كسانى بايد در درجهء اول از ميان بروند ؟ . . . چه كسانى از همه بيشتر در بدبختى و مذلت مملكت دخيل هستند ؟ . . . پس از تبادلنظر مفصل و دقيق به اين نتيجه رسيديم كه بدبختى مملكت ما قبل از هر چيز از جاسوسى خائنين داخلى سرچشمه ميگيرد . بايد در درجهء اول عليه عناصر جاسوس قيام كرد . زيرا چنين تشخيص داديم كه علت العلل عقبماندگى و بيچارگى با كسانى هستند كه با كمك عوامل خارجى بمقامات حساس رسيده شب و روز بر عليه منافع وطن خود مشغول كارند و با جاهطلبىهاى خود هر روز به نحوى بر مملكت خود زخمهاى مهلكى وارد ميسازند . به اين ترتيب در وهلهء اول تصميم گرفتيم اجتماع و مملكت خود را از وجود اين عناصر پليد خائن پاك و مصفا سازيم . هنگاميكه به اطراف خود نظر انداخته اجتماع را از لحاظ تشخيص عناصر جاسوس و خائن مورد بررسى قرار داديم بنام « ميرزا اسمعيل خان » مدير انبار غله برخورديم و با اكثريت آراء تصويب كرديم كه وى از طرف قوه مجريه كميتهء مجازات ترور بشود .